شمارهی هفتم/صفحه چهارده
مطلبی در حوزهی علوم مدنی بیاموزیم ...
خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین در صحن سازمان ملل متحد علاوهبر زیر سوال بردن فعالیتهای این سازمان و گلایه از دوری از هدف ایراد داشت که اعضای این سازمان متکبرند.
میخواهم در این شماره از علوم مدنی صحبتش را واکاوی کنم.
تکبر خصلتی ست که میتواند در اندیشه و رفتار وجود داشته باشد و به معنای کبر ورزیدن است. بعبارت بهتر خود بزرگ بینی را تکبر گویند. این ویژگی را هر کسی و به هر عنوانی میتواند دارا باشد. برای مثال من به واسطهی خال پشت گردنم متکبرم. به نظرم خاص و زیبا ست و متعلق به من است. تا اینجا همه چیز عادی ست و آزادی و حقوقم این اجازه را به من میدهند. اما مشکل از آنجایی شروع میشود که نیاز به کبر ورزیدن شکل میگیرد. چرا باید فرد یا افرادی در جامعه و محیط جمعی به تکبر نیازمند باشد؟ در حقیقت احساس نیاز به خاص و ویژه بودن خصلت افراد خودگرا در سطوح مختلف آن است. فرد نمیخواهد با پیرامونش درآمیزد و از بودن با خود یا زیستن در دایرهی محدودش بسیار راضی ست قطعاً هر آنچه در آن است در نظرش اسپشیال است.
پس کبر از زیستن در جامعهای کوچک و محدود نشئت میگیرد و نسبت به سایر افرادی که در آن مرز قرار ندارند اعمال میشود. این مرزبندی میتواند جغرافیایی، عقیدتی، ظاهری، مادی، صنفی و ... باشد.
درست است که هر کسی در جامعه در اِعمال حدود تکبر خود آزاد است اما برای قرار گرفتن در بعضی جایگاهها و یا به دست آوردن بعضی موارد این حدود باید تغییر کنند و حتی جا به جا شوند. برای مثال وقتی ازدواج میکنید خانوادهی اول شما از والدین در ایام تجرد به همسر و فرزند در ایام تأهل تغییر میکند و یا وقتی وارد شغلی مانند پرستاری میشوید چرخهی خواب یا میزان مهم بودن بیماران بیمارستان محل کارتان در نظرتان دستخوش تغییری اجباری میشوند. اگر قبل از استخدام بعنوان پرستار در بیمارستان پارسوت درد کشیدن بیماران آن برایتان ایجاد مسئولیت نمیکرد قطعاً بعد از استخدام و در تایم کاریتان برای شما مسئوليت و وظيفه ایجاد میکند.
پس تکبر اعضای سازمان ملل متحد در محل کار بعنوان نمایندگان مردم از کشورهای مختلف بیجا ست و شأن شغل و اهمیت جایگاهشان را زایل میکند.
و اما موضوع مهمتر! چه میشود که یک فرد برای خود دایرهای محدود و غیرهمگانی میتند و دلایل مختلفی در توجیح آن برمیشمرد؟ برای رسیدن به جواب به ذیل مطلب توجه کنید.
از یک سو رفاه و منفعت میتواند دلیل باشد و از سویی دیگر سرخوردگی و انزجار و یا هر دو.
گاهی فرد یا اجماع به حدی در دایرهی محدودشان دارای رفاه و منفعتند که غیر را برنمیتابند. در مقابل گاهی فرد یا اجماع به حدی از خارج از دایرهی محدودشان سرخورده و منزجرند که غیر را برنمیتابند. گاهی نیز هر دو دلیل را در نظر میگیرد.
هر چهار عنوان دلیل یعنی رفاه، منفعت، سرخوردگی و انزجار برای مشاغل و جایگاههای اجتماعی خصوصاً در ردههای بالا شأن شکن و قبیح بوده و نشان ضعف است در مقابل برای بعضی مشاغل و جایگاههای پرریسک و پرخطر لازمهاند. بعبارت بهتر هر چه بیشتر در جامعه حل میشوید لازم است دایرهیتان گستردهتر شود و گرنه هم شما و هم جایگاهتان بطور خودکار دچار تنزل خواهید شد. چیزی به نام عوام فریبی یا زرنگ بازی وجود ندارد. این یک روند عامل و ناگزیر است.
این لازمالاجرا اکسیژنی ست که برای موجوديت مدنیّت باید توسط افراد و دستههای جامعه استنشاق شود و گرنه اجبار خواهد شد.
🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا

